العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

603

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

على عليه السّلام هنگامى كه با ليلى ازدواج كردند براى آن حضرت حجله‌اى درست نمودند ولى امير المؤمنين آن حجله را برهم زدند و فرمودند : دوست دارم با خانواده‌ام بطور عادى ازدواج نمايم . 10 - على بن جعفر گويد : از برادرم موسى عليه السّلام سؤال كردم آيا براى مرد مسلمان جايز است كه در زمين سياحت كند و يا دنيا را ترك نمايد ، و در گوشه خانه بنشيند ، فرمود خير نمىتواند . 11 - ابن ابى الحديد گويد : روايت شده گروهى از صوفيه در خراسان خدمت على بن موسى عليه السّلام رسيدند و گفتند امير المؤمنين مأمون فكر كرد چه كسى براى ولايت امور شايسته است و خداوند از ولايت آن رضايت دارد . در اين هنگام متوجه شد شما خانواده سزاوار هستيد كه بر مردم امامت كنيد ، و از مردم به اين مقام شايسته‌تر هستيد ، از اين رو خلافت را به شما برگردانيد ، امامت به كسى نياز دارد كه غذاهاى سفت و محكم بخورد و لباسهاى خشن در بر كند و سوار الاغ شود و از بيماران عيادت نمايد . امام رضا عليه السّلام فرمود : يوسف پيامبر بود قباهاى ديبا كه با طلا بافته شده بود در بر مىكرد و در بساط آل فرعون قرار مىگرفت و حكم مىنمود ، آنچه از امام خاسته مىشود عدالت و دادخواهى او مىباشد . امام هر گاه سخن مىگويد بايد صداقت داشته باشد ، و هر گاه بين متخاصمين داورى كرد بايد عدالت داشته باشد ، هر گاه وعده‌اى داد بايد عمل كند ، خداوند لباس و طعامى را حرام نكرده و بعد اين آيه شريفه را قرائت كردند « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ . » 12 - ابن ابى الحديد گويد : شيوخ روايت مىكنند و نيز به خط عبد اللَّه بن احمد خشاب ديدم كه ربيع بن زياد حارثى تيرى بر پيشانى او اصابت كرد و در هر سال او را ناراحت مىكرد ، على عليه السّلام به عيادت او آمد و گفت : اى ابا عبد الرحمن حالت چگونه است . ربيع گفت يا امير المؤمنين اگر ديده‌ام را نيز از دست داده بودم ناراحت